موضعي تزلزل‌ناپذير و ايمن قرار مي‌دهد، ولي حفظ آن چندان ارزشي هم ندارد. به‌علاوه‌، از آنجا كه از تأييد تجربي حذر كرده‌، اخترگو در برابر خيال‌پردازي‌هاي خودش بي‌پشتيبان مي‌ماند. اين امر تضادهاي فكري پي‌يترو را توضيح مي‌دهد: او مانند ساير اخترگويان كوشيد تا در برابر اخترگويي نامشروع‌، يك اخترگويي مشروع به‌وجود آورد و خرافات را مردود شمرد، ولي‌ خودش در اقسام جادوگري‌ها، از بدترين نوعش درگير شد، از قبيل استفاده از تصاوير نجومي‌ براي تسخير و حفظ تأثير كواكب (آشتي‌دهنده‌، موضوع 9، 10، 16، 64، 101، 113، نقل از ثورندايك 2، 899، 1923).
به‌آساني مي‌توان قطعات زيادي را از آثار پي‌يترو برگزيد كه خردگرايي نسبي او، يا برعكس‌ حيله‌هاي غيرمنطقي و گرايش‌هايش را به احضار ارواح نشان دهد. او را بايد در مجموع و با اغماض به‌سزا داوري كرد.
او بارها نتايج تقديم اعتدالين را از لحاظ علم احكام نجوم مطرح كرد و به ((سال بزرگ‌)) (36000 سال‌) يك مفهوم چرخه‌ٴ اخترگويي داد.1 اين او را به تفسير تاريخ براساس علم احكام‌ نجوم ره‌نمون شد. بدين‌سان انحطاط جهان با تقديم اعتدالين در ارتباط است‌: اين نابودي‌ متناوب است‌، نهايي نيست‌. قران سيارات هميشه نحس است‌، به‌ويژه قران زحل و مشتري‌؛ و اين نه تنها موجب بلاهاي سياسي مي‌شود، بلكه به پيدايش دين‌هاي تازه‌اي چون يهود، مسيحيت و اسلام مي‌انجامد (آشتي‌دهنده‌، مسئله‌ٴ 9).2 از آنجا كه تفسير رويدادهاي تاريخي‌ براساس حركات خورشيد و ستارگان متناوب تكرار مي‌شود، حتي در روزگار ما هم پي‌يترو را نمي‌توان چندان سرزنش كرد.
12. اسطرلاب مسطح‌.
نمي‌دانم آيا پي‌يترو رساله‌اي درباب اسطرلاب نوشته است يا نه‌، ولي‌ اسطرلاب مسطح تأليف يكي از شاگردان رگيومونتانوس‌، به نام يوهان انگل يا يوآنس آنگلي‌(1463 ـ 1512)، حاوي تصويرهايي است كه به پي‌يترو نسبت داده شده‌. اين تصويرها 360 طالع را مجسم مي‌كنند. اسكاليژر فهرستي از آنها را در چاپ كتاب مانيليوس (چاپ 1600، صص 487 ـ 504) بدون ذكر مأخذ داده است‌. ميان اين‌ها و تصويرهاي پالاتزو دلا راجيونه‌ (سالونه‌) پادوايي شباهت‌هاي زيادي هست‌.
13. پي‌يترو و دستگاه تفتيش عقايد.
از لحاظ نظري‌، اخترگويي جايي براي توفيق الاهي يا


1. او از يك دوره‌ٴ 36000 ساله گفت‌وگو مي‌كند، زيرا از مقدار واقعي تقديم كلي آگاه نبود و گمان مي‌كرد كه اين مقدار در هر قرن يك درجه است‌، در حالي كه‌ اندكي كم‌تر از يك درجه و نيم است (26/50 ثانيه در سال‌).
2. اين مفهوم را دست‌كم تا زمان ابومعشر (نهم ـ 1) مي‌توان دنبال كرد، در علم احكام نجوم سده‌هاي ميانه هيچ نوآوري وجود نداشت‌، ولي اندكي در كاربردهايش نوآوري ديده مي‌شد. به همين دلايل است كه تاريخ اخترگويي فاقد جذابيت واقعي است‌.